






|
بهار خشکچال، فصل خود نمایی شکوفه های سفید... در فصل بهار ، خشکچال پوشیده می شود از شکوفه های سفید گیلاس که مردم روستا با شکوفه زنی این درختان در بهار و در پی آن باروری در تابستان نتیجه یکسال تلاششان را به نظاره مینشینند. سرسبزی و هم چنین هوای خنک و بکر خشکچال از دیگر جاذبه های روستا در فصل بهار است. البته از برداشت گیاه - میوه ای بنام ریواس و همچنین سبزی های کوهی در این فصل هم نباید غافل شد. تابستان خشکچال ، فصل پویایی ،فصل پر رونق کار و تلاش در این فصل اهالی غیر ساکن روستا از جای جای کشور دوباره گرد هم می آیند و روزهای گرم تابستان را در روستای مادری و البته خنک خود می گذرانند. حضور پر رنگ جوانان در تابستان خشکچال نشان از پویایی و روحیه جوان روستا برای ادامه حیات خود میدهد . ،جوانانی که با حضور خود در باغات گیلاس و کار و تلاش در کنار بزرگان روستا این غیرت را از خود نشان داده اند که هیچ گاه کار را عار ندانسته و از هیچ گونه تلاشی برای آبادانی روستا دریغ نمی کنند. امکانات رفاهی زیادی در روستا به همت مسئولین نظام جمهوری اسلامی فراهم آمده که از جمله آنها می توان از راه ارتباطی مناسب، آب و برق و تلفن و پست بانک و اینترنت و ... نام برد که تا چند سال پیش حتی تصور وجود چنین امکاناتی در این روستا با بیش از 120 کیلومتر فاصله کوهستانی با مرکز شهر قزوین برای اهالی روستا دشوار بود که البته نباید از وجود قلعه حسن صباح و نقش آن در این آبادانی ها هم به راحتی گذر کرد. در این فصل بعد از پایان ساعات کاری و نزدیکی های غروب جوانان به "سرچشمه" آمده و با هم راهی زمین والیبال محل می شوند تا علاوه بر کار ،هنر خودشان در ورزش را هم نشان بدهند. البته منظور از "سرچشمه" مکانی است که به عنوان مرکز ثقل روستا است و همگی تجمعات و حتی خرید و دیگر کارهای اهالی در آنجا انجام می شود و هر کسی را که بخواهی در روستا پیدا کنی کافیست تا دقایقی در این محل بایستی تا با توجه به مرکزیت سر چشمه آن فرد را پیدا کنی. البته وجه تسمیه سر چشمه ، وجود چشمه ای گوارا در گوشه جنوب غربی این منطقه است. مسجد محل نیز در تابستان و مخصوصا در اوقات نماز مغرب و عشا مملو از جمعیت میشود، مردم شکر گذار از نعمات خداوند در این محل دور هم جمع شده و هم چنان که فرائض دینی خود را بجا می آورند درباره موضوعات مهم محل نیز تصمیم گیری می کنند. حضور چشم گیر قشر جوان ، چه از آقایان و چه از بانوان ، در صفوف نماز ، نشان از فطرت پاک و خدا جوی مردم روستا در قدر دانی از عنایات پروردگار تعبیر می شود. شب های روستا به اینجا ختم نمی شود و حالا گروههای دوستان و جوانان شاداب و سرزنده در انتهای غروب و در اوایل شب برای پیاده روی ، صحبت و گذران اوقات فراغت به جاده ای که در انتهای روستا منتهی به آبشار شاتان دره می شود ، می روند. شب های پرستاره ، چشم انداز زیبا ، سکوتی آرامش بخش و بسیاری صفات دیگر این جاده را جاده ای محبوب بین قشر جوان و نوجوان روستا کرده است ، البته اهالی محل چند سالی هست که اسم این جاده را "جاده جوانان"نیز نامیده اند که شاید پر بیراه هم نباشد...! زندگی تابستانی در اینجا علاوه بر آب و هوای مناسب و طبیعت زیبا و حتی درآمد خوبش، فواید دیگری هم دارد و آن هم اینست که در تمامی اوقاتی که در روستا هستی دیگر کاملا از زندگی شهری و اتفاقات آن فاصله می گیری و شاید حتی وقت نگاه کردن به اخبار را هم نداشته باشی ، در روستا که هستی دیگر کاری به نرخ ارز و سیاست خارجه و قیمت طلا و سکه و مذاکرات با 1+5 و ترافیک و فرمولهای انتگرال گیری دو گانه و سه گانه و تحریم اقتصادی و مذاکرات سرخابی ها با فلان بازیکن و غیره نداری در واقع اصلا وقتش راهم نداری،فقط خودت هستی و زندگی خودت. همانند تلفنی که از سیم تلفن جدا شده و هر سازی را که دلش می خواهد برای خودش میزند... آه که چقدر دلم باری آن لحظات تنگ شده... پاییز خشکچال ،خودنمایی رنگها ، هنر نمایی گردو در غیاب گیلاس و آلبالو... در این فصل کم کم فقط اهالی ثابت روستا در آنجا می مانند و افراد غیر بومی رخت سفر به شهر را بسته و راهی کار و اداره خود می شوند اما وجود گردو و رسیدن آن در این فصل باعث می شود آنهایی که دارای این درخت هستند برای چیدن گردو دوباره به روستا آمده و کار برداشت آنرا انجام دهند. درختان گیلاس هم در این فصل قبل از برگ ریزی شکلی زیبا به خود می گیرند ،رنگهای قرمز و زرد و نارنجی از رنگهای مورد علاقه ی برگهای درختان گیلاس در در پاییز هستند که هر کدام از این برگها با توجه به علاقه خود یکی از آنها را بر تن خود می پوشد. چه طور می شود باغهای گیلاس را که تا چشم کار می کند به رنگهای مختلف در آمده و با آن باد پاییزی به این طرف و آن طرف می روند را ببینی و لذت نبری...! البته پاییز از فصلهای مهم برای باغداران روستایی نیز هست چرا که زمان آبیاری و کاشت نهالهای جدید و هرس درختان قدیمی تر در خشکچال، فصل پاییزاست(البته بهار هم می شود بسیاری از این کارها را انجام داد). زمستان خشکچال ،فصل برف و کرسی در این فصل تعداد ساکنان بومی شاید به تعداد انگشتان یک دست هم نرسد که حتی با وجود برف سنگین و وجود مشکلات فراوان (البته به زعم ما شهر نشین ها!) هنوز در روستا می مانند و گذران زندگی می کنند. برف و سرمای شدید حرف اول را در زمستان روستا می زند و اگر خانه های روستاییان مجهز به پرکاربرد ترین سیستم گرمایشی روستایی یعنی کرسی نباشند ،ای سرما امانشان را خواهد برید. البته دامداران علاوه بر محافظت از خودشان باید از گوسفندانشان نیز در طویله ها پذیرایی کنند و این کار بدون برنامه ریزی در فصول دیگر سال امکان پذیر نخواهد بود. . . . ای بود سفری کوتاه همراه با چهار فصل سال به روستای همیشه زیبای خشکچال ... و تنها جمله ای که می توان درباره خشکچال گفت این است که " هنوز هم زندگی در اینجا ادامه دارد..."
:عکس ، خاطره ، داستان ، شعر ، متن ، تاریخچه و هر آنچه که فکر می کنید برای معرفی هرچه بهتر الموت به دیگران کمک می کند را به ایمیلم به آدرس زیر بفرستید ،تا از آنها در وبلاگ استفاده شود
اینجا چه سرزمینی ست ، اینجا کجاست که کوههایش همچون میخی بر زمین فرو رفته و درختانش همچون ستونهایی استوار قد علم کرده و روی خاک گوهر بارش ایستاده اند و عظمت مردمان این دیار را به نظاره نشسته اند.
الموت منطقه ای در استان قزوین است که با وجود تمامی محرومیتها، توانسته تمامی نیازهای خود را در تمامی زمینه ها مرتفع کرده و خود را به عنوان یکی از قطب های گردشگری کشور مطرح کند . خشکچال خوش آب و هوا ترین روستای الموت است که همان طور که از نامش بر می آید در قدیم از اقلیمی خشک بر خوردار بوده ولی امروزه با کار و تلاش مردم زحمتکش خود توانسته به روستایی سر سبز و زیبا تبدیل گردد. تا آنجایی که برخی نام انجا را به خوش چال تغییر داده اند. وجودباغهای گیلاس و آلبالو ،و وجود جاذبه های طبیعی همچون آبشار شاتان دره وهمچنین متبرک بودن این روستا به وجود امامزاده سپهسالار در بالای یکی از کوههای انجا این روستا را به یکی از گردشگاههای مهم مردم ایران و سایر نقاط جهان تبدیل کرده است |
ABOUT
![]() MENU
Home
|